قانون در دوره هخامنشي
اغراق اگر نباشد ايران خود مهد حقوق بشر بوده است.روزگاري که از پنج سالگي به فرزندان خود راستگويي مي آموخته اند. نوشته هاي داريوش اول بزرگ در نقش رستم شيراز شايد ترسيمي کلي باشد ازخطوط قانون و دادگري در اوج اعتلاي فرهنگ هخامنشي.آن گونه که ميگويد:«به خواست اهورامزداچنينم که راستي رادوستم،بدي رادوست نيستم.نه ميل دارم که به ناتوان ازتواناآزاربرسدونه ميل دارم که به توانا ازناتواني... دروغگورادوست نيستم،تندخونيستم به هنگام خشم برخودم چيره ميشوم.سخت برهوس خودفرمانرواهستم.کسي راکه همکاري ميکندپاداش ميدهم وکسيراکه زيان ميرساندبه کيفرميرسانم.هنگامي که کسي عليه کسي بدبگويدتاسوگندهردورانشنوم،آنراباورنميکنم...هنگامي که دستاوردکسي برابرتوانايي اوست خشنودوخوشکام وآسوده هستم.من چنينم...خواه درکاخ خواه دراردوگاه..،آنچه راکه به گوش توميرسددروغش نپندار!اي مرد!به خوبي آگاه کن چگونه مردي هستم!آنچه راکه به تودستورداده شدبشنو!اي مرد!آنچه راکه بوسيله من انجام گرفت دروغ نپندار!آآنچه راکه نوشته شدبنگر!به فرمانها نافرمان نباش!کسي ناورزيده نمانداي مرد!مباداشاه ناگزيرازدادن کيفرشود!.» وازوصاياي مهم وتعيين کننده داريوش به خشايارشا:جانشين من خشاياربايدبداند،همانندمن درحفظ اين کشوربکوشدوراه نگهداري اين سرزمين هااينست که درامورداخلي آنهادخالت نکنندومذهب وشعايرآنهارامحترم بشمارد.هرگز،وهرگزدوستان ونديمان خودرابه کارهاي مهم مملکتي نگماروبراي آنهاهمان مزيت دوست بودن باتوکافيست.چون اگردوستان ونزديکان خودرابه کارهاي مملکتي بگماري و،آنهابه مردم ظلم کنندواستفاده نامشروع بنمايندتونخواهي توانست آنهارابه مجازات برساني،چون باتودوست هستندوتوناچاري که رعايت دوستي رابنمايي!.توصيه ديگرمن به تواينست که هرگزدروغگوومتملق رابه خودراه مده!چون هردوي آنهاآفت سلطنت هستند.وهرگزعمال ديوان رابرمردم مسلط مکن وبراي اينکه آنها،درهنگام اخذماليات برمردم مسلط نشوند قانوني وضع کن که تماس آنهابامردم کمترشود.همواره حامي کيش يزدان پرستي باش اماهيچ قومي رامجبورمکن که پيروکيش توباشند؛وپيوسته به خاطرداشته باش که هرکس آزاداست ازهرکيش وآييني که ميل دارد پيروي نمايد.زنهار زنهار؛هرگزهم مدعي وهم قاضي مشوواگرنسبت به کسي ادعايي داري موافقت کن يک قاضي بيطرف آنرابررسي وحکم نمايد.زيرامدعي اگرقاضي شود،ظلم خواهدکرد.هرگزازآبادکردن دست برندارزيراقاعده اينست که وقتي کشوري آبادنشودروبه ويراني خواهدرفت.آبادکردن حفرقنات احداث جاده وشهرسازي رادردرجه اول قرارده.عفووسخاوت رافراموش مکن وبدان که بعدازعدالت برجسته ترين صفت پادشاهان عفووسخاوت است موقعي که نسبت به توخطايي کرده باشند واگربه ديگري خطايي کرده باشندوتوآنراعفوکني ظلم کرده اي.» درباره قانون ودادگري کتيبه هاي کهن وکتابهاي تاريخي عهدباستان،اوايل ميلادي وبويژه لوح هلي کشف شده درتخت جمشيدراهگشاي بسياري ازمسائل است دردل تاريک هزاره هاي گمشده.نيزآگاهان به تاريخ ميدانندکه نظام دقيق اداري-مالياتي داريوش ومرکزديواني بي نظيرتخت جمشيدنميتوانسته است ازنظام قضايي خوبي برخوردارنباشد.پروفسورهينس ميگويد:ديوان اداري داريوش پيشرفته ترازبرخي ازسازمانهاي روزگارامروزيست.دردوره کمبوجيه است که بدستوروي درممفيس مصرگلوي يک قاضي ايراني به نام سيسمنس به جرم دريافت رشوه بريده ميشودوپوست اوراسرتاپاميکنندوازاين پوست نوارهايي درست کرده تابرصندلي قضاوت اوکشيده شود.اين صندلي به پسرش اتانس به ارث رسيده بود،به اوسفارش کرده بودندکه همواره به هنگام راي زدن وصدورحکم به يادداشته باشدبرکدام صندلي تکيه دارد.قدرت پادشاه هخامنشي درقضاوت ازهمه بالاتربود،به معناي ديگرروي حرف شاه حرفي نبود پلوتارخ شاه راقانون ايرانيان وداوربرخوب وبدميداند.درهمين باره ازهرودوت(مورخ يونان باستان وپدرتاريخ)نقل شده که:کمبوجيه درباب ازدواج باخواهرخويش باسران وبزرگان ديني وکشوري به مشاورت پرداخت وپاسخي که شنيدچنين بود؛درتعاليم مذهبي جايي براي ازدواج برادروخواهروجودنداردامادرقواعدمملکت داري نکته اي است که شاه ميتواندبرهرچه که مصلحت بيندعمل کند.تونيزاگرخواهي چنان کني تواني واونيزبيوقفه چنان کردوپياپي بادودخترکوروش که خواهرانش بودندازدواج کرد.»درعرصه بين الملل ماجراي فتح بابل توسط کوروش وآزادي يهوديان اسيروموضوع آرياونت درمصرنمونه هاي خوبي براي روشن قانون وحقوق انساني درسطح جهانيست.امروزه نيزمنشورحقوق بشرکوروش زينتبخش سازمان ملل وجهانست.معروفست که هخامنشيان باهرفرهنگ ومملکت دوردستي به شيوه آنهارفتارميکردند.کمبوجيه درسال522پيش ازميلاد پس ازفتح مصرهنگامي که قصدبازگشت به ايران داشت يکي ازنزديکان خودرابه نام آرياندس به ساتراپي(استانداري)مصرگماشت.دوسه سال بعدازاين انتصاب،مصريان ازخراجهاي سنگين ناراحت شده وسربه شورش برداشتند.داريوش ازينرودرتابستان518پيش ازميلاددرديدارکوتاهي که ازمصربه عمل آورد مردم راآرام ساخت وآرياونت راکه گوياقدرت خودراازدست داده بودبه ساتراپي بازنشاندوبراي آرام کردن مردم مصربه اونوشت که قانون مصرراباشرکت کاهنان ودانايان مصري،باتکيه برقانونهاي مذهبي مصريان تدوين کند.ازسنگ نبشته اي که ازاوجاهورسنه،يکي ازکاهنان بزرگ مصرکه خودشاهدگشوده شدن مصربدست کمبوجيه بوده چنين برميآيدکه هم کمبوجيه وهم داريوش به قانونهاي مذهبي وبومي مصراحترام زيادي ميگذاشته اند.ظاهرا به سبب سختگيريهاي آرياندس، مردم مصربارديگرسربه شورش برداشتندوداريوش احتمالاميان سالهاي511و492پيش ازميلادناگزيرازصدورفرمان اعدام اوشد. جستاردرتاريخ هخامنشيان نمونه هاي زيادي ازسهلگيري مذهبي-فرهنگي رانشان ميدهد.هرودوت علاوه برسختگيريهاي آرياندس ميگويدکه اوخيال داشته ازهمان حقوقي برخوردارباشدکه داريوش،وسکه هايي ازنابترين طلاي ممکن ضرب کرده بود،وهمچنين سکه هايي ازسيم(نقره)ناب که داريوش اين موضوع راحمل برطغيان اوکرده است.براين اساس وسنگ نبشته بيستون،هنگامي که سخن ازخيانت ميرفته است،شاه بدون هيچ ملاحظه اي مجرم رابه کيفرميرسانده است.هرودوت درباره داوري شاه وديگرايرانيان نوشته است:نيکوست که حتي شاه تنهابه خاطريک خطا فرمان کشتن يکي اززيردستان خودراصادرنميکند،ونيزهيچکدام ازايرانيان اين اجازه رانداردکه باديدن يک خطاآسيبي به کسي واردکند،تنهاپس ازاطمينان ازتکرارجرم است که ازخشم وشدت عمل استفاده ميشود.
منابع
تاريخ هرودوت
ايران باستان-پيرنيا
تاريخ ديودور