اين مقاله کوششي است براي تعريف و تبيين «اصل عدم استناد به ايرادات در اسناد تجاري» خارج از چارچوب يک نظام قانوني خاص که در اين باره، مطالبي در زمينه مفهوم، مبنا و قلمرو اصل بيان مي‏شود. سپس به جايگاه اين اصل در حقوق ايران اشاره مي‏شود؛ به اين بيان که حقوق خصوصي ايران به طور کلي بر ايده حمايت از مالک متکي بوده و اصل عدم قابليت استناد به ايرادات در محدوده اسناد تجاري، فاقد دليل قانوني مي‏باشد و رويه قضايي نيز نسبت به آن متزلزل است. از اين‏رو، دکترين تنها دليل اثبات اصل در حقوق ايران است و براي تعيين قلمرو اين اصل در حقوق ايران، کنوانسيون 1930م. ژنو مناسب‏ترين قاعده به‏منظور جبران سکوت مقنّن است.


در بخش پاياني مقاله، شرايط تحقّق اصل و استثنائات آن در پنج مورد بيان مي‏شود.

مقدّمه

«قابليت انتقال‏پذير بودن حقوق مالي» همواره متضمن يک شرط بديهي با عنوان «وجود حق» است؛ به عبارت ديگر، حقي را که نيست، نمي‏توان به ديگري منتقل کرد؛ هر چند که دو طرف آن را اراده کرده باشند.(1)

در حقوق مدني، اعم از سيستمهاي حقوقي نوشته شده و يا نظام «کامن‏لا» طبق يک قاعده عمومي در قراردادها «در تمامي موارد انتقال حقوق، انتقال‏گيرنده نمي‏تواند بيش از حقوقي که انتقال‏دهنده داشته، حقوقي را دارا شود». اين قاعده که در قوانين صريحا ذکر نگرديده، بر پايه اين فکر منطقي استوار است که هيچ‏کس نمي‏تواند حقوقي را که به وي تعلّق ندارد، انتقال دهد و براساس قاعده حقوقي کاملاً شناخته شده «کسي که مالک چيزي نيست، نمي‏تواند آن را به ديگري انتقال دهد»(2) توصيف مي‏شود.

تحمّل آثار اين اصل عقلاني، هنگام برخورد با ضرورتهاي زندگي اجتماعي انسان، به‏ويژه در بعد اقتصادي، دشوار مي‏نمايد. درست است که لازمه انتقال حق، وجود حق است، امّا در بسياري از اوقات، وضعيت ظاهري به گونه‏اي است که انتقال‏گيرنده با اعتماد کامل به وضع موجود، حقّي را که غير موجود است، موجود پنداشته و در ازاي آن، عِوضي را مي‏پردازد؛ در اين صورت، اعتماد انتقال‏گيرنده به وضع ظاهر، حقّ غير موجود را موجود نمي‏کند، امّا زمينه‏هاي تمايل به اين عقيده را فراهم مي‏کند که اشخاصِ زمينه‏ساز اين اعتماد، در مقابل انتقال‏گيرنده مسئوليتي را عهده‏دار شوند که معادل با حقّ غير موجود است.

اين تمايل اگرچه از انتقال‏گيرنده حمايت مي‏کند، متقابلاً منجر مي‏شود به مسئول شناخته شدن کساني که با وجود دخالت داشتن در ايجاد وضع ظاهر، به هيچ‏وجه مرتکب تقصيري نشده‏اند؛ مثلاً در فرض خيانت امين و فروش مورد امانت به غير، مالک، حقي بر مال فروخته‏شده ندارد و تنها مي‏تواند از امين مطالبه خسارت کند؛ بدين‏ترتيب، گرايش به هر عقيده، مستلزم تحميل زيان و مسئوليت به يکي از دو طرف است، يعني مالک حقيقي و دارنده فعلي. از اين رو، بايد در تقابل منافع و حقوق مالک حقيقي و اعتمادکننده به وضع ظاهر، يکي را بر ديگري ترجيح داد.

بدون شک در فرضي که مالک در ايجاد وضع ظاهر مرتکب تقصير شده است، مي‏توان پذيرفت که حمايت از اعتمادکننده به وضع ظاهر به عدالت نزديک‏تر است، امّا در فرض مخالف، هيچ دليلي بر ترجيح يکي از اين دو وجود ندارد. در اين حال، آنچه قانون‏گذاران را به سمت صحيح راهنمايي مي‏کند، لزوما توجه به حقوق يکايک اشخاص نيست، بلکه بايد مصالح جامعه را به عنوان يک موجود مستقل از اعضاي خود در نظر گرفته و مصلحت کلي جامعه را ملاک ترجيح قرار دهند.

تشخيص اين مصلحت، خود موضوع مطالعه و تحقيقي مستقل است که لااقل تلفيق عقايد اقتصاددانان و حقوق‏دانان را مي‏طلبد، اما فرض مسلّم آن است که در مورد «پول»، ضرورتا راهي جز مالک شناختن گيرنده پول وجود ندارد، هر چند که نقل و انتقالات قبلي باطل بوده باشد؛ چرا که در غير اين صورت، ترويج اين سند به عنوان وسيله‏اي ساده و مطمئن در مبادلات اقتصادي ميسّر نخواهد بود؛ بنابراين، حکومت اصل عدم قابليت استناد به ايرادات در مورد پول، از بديهيات است و به گونه‏اي در اذهان رسوخ کرده که در بادي امر خلاف قاعده بودن آن در نظر مجسّم نمي‏گردد. امّا وضع در مورد اسناد تجاري جانشين پول بيشتر محل تأمل است.

اسناد تجاري جانشين پول (با اسناد تجاري به مفهوم خاص) معرّف حقّ ديني حال يا با وعده کوتاه‏مدت است که موضوع آن، مقدار معيني پول است که چک، سفته و برات از مصاديق بارز آن به شمار مي‏آيد. بازرگانان و اقتصاددانان همواره علاقه‏مندند که اسناد مذکور بتواند در رونق معاملات اعتباري و نقل و انتقال آسان و امن ثروت، نقش مهمي را ايفا کند.(3) از اين رو، در جريان تحوّل و تکامل قواعد حاکم بر اسناد تجاري، بخشي از خواصّ پول به اين اسناد سرايت کرده است؛ از جمله اينکه پذيرنده اين اسناد بايد اطمينان داشته باشد که عدم صحّت نقل و انتقالات پيشين سند (انتقال طلب) در حقوق وي تأثيري نخواهد داشت؛ زيرا در غير اين صورت، انتقالات متعدّد سند تجاري به تضعيف و تزلزل بيشتر موقعيت دارنده آن منجر مي‏شود.(4) اين ويژگي، در حقوق فرانسه به «اصل يا قاعده عدم قابليت استناد به ايرادات» معروف است که در ادبيات حقوقي ايران، افرادي آن را به «اصل عدم توجه به ايرادات» ترجمه کرده و به کار برده‏اند.

از آنجا که ارزش پول، قائم به خود و قدرت حاکم است و اين قابليت را دارد که هر آن مي‏تواند با هر کالايي مبادله شود و دارنده آن از اعتماد و اطمينان کامل برخوردار است، اما اسناد تجاري که نقش پول را به عهده دارد، اين درجه از اعتماد و اطمينان را فاقد است. دارنده سند تجاري که در سررسيد براي مطالبه وجه آن مراجعه مي‏کند، ممکن است از طرف مديون با ايراد فسخ معامله يا پرداخت وجه مواجه شود، حال آنکه پول، در گردش خود، دارنده را با هيچ‏گونه ايراد و اعتراضي مواجه نمي‏کند؛ لذا به منظور اينکه اسناد تجاري بتواند هر چه بيشتر جانشين پول شود و دارنده، مطمئن گردد که در سررسيد هيچ مانعي بر سر راه نقد شدن سند وجود نخواهد داشت، در قوانين کشورهاي مختلف، تصميماتي از قبيل قاعده غير قابل استناد بودن ايرادات اتّخاذ شده است تا وجه سند بدون هيچ‏گونه ايراد و اعتراضي به دارنده پرداخت شود.

قاعده «غير قابل استناد بودن ايرادات»، قاعده‏اي است خلاف قواعد عمومي حاکم بر قراردادهاي مدني، با اين مضمون که متعهّد سند (مديون) نمي‏تواند در برابر دارنده آن دفاعي کند که به روابط او و ظَهرنويسان پيشين با صادرکننده ناظر باشد؛ براي مثال، اگر ادّعا شود که برات مورد مطالبه به اکراه از متعهّد اصلي گرفته شده است يا وجه آن به سببي به يکي از ظهرنويسان پرداخت شده است، اين ادّعا در برابر دارنده کنونيِ سند پذيرفته نيست و حقوق کسي را که از راه مشروع و با حسن نيّت بر آن دست يافته است، ضايع نمي‏کند.

حکمت اصلي اين قاعده، ايجاد اعتماد نسبت به اعتبار اين اسناد است؛ زيرا اگر بنا باشد که متعهّدِ سند بتواند به تمام ايرادهاي ناشي از روابط خود با دستهاي پيشين در برابر دارنده کنوني استناد کند، ديگر هيچ اطميناني به وصول دين باقي نمي‏ماند و بازرگانان مي‏کوشند تا از پذيرفتن اين‏گونه اسنادِ متزلزل خودداري کنند و جامعه از مزاياي گردش اين اسناد محروم مي‏ماند.(5)

تعيين و تشخيص کاربرد اسناد تجاري و مصاديق آن (برات، سفته، چک و...) مستلزم شناخت کامل مقررات، اصول و قواعد ناظر به آنها مي‏باشد که متأسفانه در ايران چندان مورد بحث و بررسي قرار نگرفته و قوانين وضع‏شده در اين باره، نقش بسيار اندکي در تبيين آن داشته است.

آنچه بيشتر مورد توجه مؤلفان و حقوق‏دانان تجارت واقع شده است، شرايط، اوصاف و خصوصيات شکلي اسناد تجاري است؛ از اين رو، مسائلي نظير «ماهيت اسناد تجاري» و «اصل عدم استناد به ايرادات در اسناد تجاري در مقابل دارنده سند با حسن نيّت» چندان واضح نيست که بدون شک اين امر، يکي از موضوعات پيچيده در قلمرو حقوق تجارت و بلکه حقوق خصوصي است.

قانون تجارت ايران نيز که از قانون تجارت 1807 فرانسه اقتباس شده است، نسبت به مسائل مذکور غالبا ساکت است. به اين دليل که اين مسائل، از جمله «اصل غير قابل استناد بودن ايرادات» بعدها، يعني در سال 1935 م. ـ زمان اصلاح قانون تجارت فرانسه و پيوستن اين کشور به مقررات متحدالشکل ژنو راجع به برات و سفته مصوّب 7 ژوئن 1930ـ وارد قانون تجارت فرانسه شد. البته قبل از اينکه اين اصل در قانون تجارت فرانسه وارد شود، رويّه قضايي آن کشور تمايل خود را به آن کاملاً نشان داد(6) و در آراي مختلف و متعدّد، مورد تأکيد قرار گرفت. رويّه قضايي در ايران نيز با اين قاعده، چندان بيگانه نبوده است و آن را از اصل مسئوليت تضامني صادرکننده و ظهرنويسان و براتگير مندرج در مادّه 249 ق.ت.ا. مورد استفاده قرار داده است.

همان‏طور که اشاره شد، اين اصل يکي از مباحث پيچيده حقوق خصوصي، به‏ويژه حقوق تجارت است. قانون تجارت ايران صراحتا به آن اشاره‏اي ندارد و رويّه قضايي در مواجهه با سکوت قانون‏گذار به ايفاي وظيفه نپرداخته است، بلکه با صدور آراي متناقض عملاً زمينه کاربرد صحيح و مفيد اسناد تجاري را در اقتصاد کشور از ميان برده است. از سوي ديگر، «دکترين» نيز توفيقي در راهبري رويّه قضايي نيافته است، امّا به نظر مي‏رسد که نحوه تبيين موضوع و انتخاب مبنايي صحيح از شناخت دقيق موضوع مطالعه کم‏اهميت‏تر نيست؛ لذا با توجه به اين هدف، مطالبي را به صورت خلاصه در زمينه مفهوم، مبنا، شرايط، قلمرو و استثنائات اصل عدم استناد به ايرادات در اسناد تجاري بيان مي‏شود.

مفهوم، مبنا و قلمرو اصل عدم قابليت استناد به ايرادات در اسناد تجاري

1. مفهوم اصل

ارائه تعريفي جامع و مانع از اصل عدم قابليت استناد به ايرادات در مقابل دارنده با حسن نيّت سند تجاري، همانند تعريف اغلب پديده‏هاي حقوقي، دشوار و بلکه ناممکن است؛ از اين رو، به هدف آشنايي اجمالي با اصل، تعاريفي ارائه مي‏شود، صرف‏نظر از انتقاداتي که ممکن است نسبت به هر يک وارد آيد؛ لذا ابتدا تعاريف موجود در قوانين داخلي و معاهده‏هاي بين‏المللي و سپس تعاريف حقوق‏دانان از اين اصل ارائه مي‏شود.

الف) تعاريف قانوني

مادّه 17 کنوانسيون ژنو راجع به برات و سفته که بيش از 29 کشور بدان ملحق شده‏اند،(7) اصل عدم قابليت استناد به ايرادات را چنين تعريف کرده است:

اشخاصي که به موجب برات عليه آنها طرح دعوا شده است، نمي‏توانند در مقابل دارنده برات به روابط خصوصي خود با براتکش يا با دارندگان قبلي برات استناد کنند؛ مگر آنکه دارنده، هنگام دريافت برات آگاهانه به زيان بدهکار عمل کرده باشد.(8)

اين تعريف، اگرچه ناظر به برات است، اما با توجه به قاعده ديگر که کليه اسناد تجاري به مفهوم خاص را مشمول احکام واحد قرار داده است، ساير اسناد را نيز دربرمي‏گيرد.

مادّه 77 کنوانسيون ژنو راجع به برات و سفته، اصل مذکور را در مورد سفته نيز جاري مي‏داند، بعلاوه، کنوانسيون ژنو راجع به چک نيز در مادّه 22، مفاد مادّه 17 کنوانسيون مذکور را تکرار کرده است.(9)

تعريف مزبور، تقريبا مفاد اصل و حدود و ثغور آن را معرفي مي‏کند، اما لااقل با يک ابهام اساسي در مفهوم عبارت «روابط خصوصي» (شخصي) روبه‏روست؛ چرا که از مفهوم مخالف اين تعريف، اين نتيجه به دست مي‏آيد که ايرادات ناشي از روابط فاقد وصف خصوصي، قابل استناد خواهد بود؛ بدين‏ترتيب، وجه مميّز روابط خصوصي از ساير روابط در تعريف مذکور روشن نيست.

با وجود اين، به طور مختصر اصل فوق را بررسي مي‏کنيم. يکي از آثار مهم اصل استقلال امضاها، غير قابل استناد بودن ايرادات در برابر دارنده با حسن نيّت است. به بيان مادّه 17 قانون متحدالشکل ژنو، اصل غير قابل استناد بودن ايرادات به اين معناست که صاحبان امضاي مورد تعقيب نمي‏توانند در برابر دارنده برات به روابط شخصي خود با براتکش يا دارندگان قبلي برات استناد کنند.(10)

منظور از روابط شخصي، همه روابط معاملاتي است که موجب صدور يا انتقال سند مزبور شده و همچنين اموري مانند پرداخت وجه برات يا تهاتر، تبديل تعهّد، که بين صاحبان امضا يا براتکش يا دارندگان قبلي (يد سابق) واقع مي‏شود، با توجه به تعريف مزبور، فقط ايراداتي قابل استناد نيست که مربوط به روابط شخصي باشد، اما اگر ايرادي مربوط به خود سند و تعهّد براتي باشد؛ از قبيل ايراد مجعول بودن امضا يا عدم اهليّت صادرکننده در حين صدور سند در مقابل دارنده قابل استناد است.

همچنان که از تعريف فوق برمي‏آيد، ايرادات فقط در مقابل يد يا يدهاي غير مستقيم و باواسطه، قابل استناد نيست، اما در مقابل شخصي که سند مستقيما به او واگذار يا منتقل شده است، اين ايرادات قابل استناد است.(11)

هر چند که تفکّر جديدي در راستاي تقويت اسناد تجاري قوّت گرفته است که به موجب آن حتي در مقابل يد مستقيم نيز نمي‏توان به ايرادات ناشي از تعهّد پايه استناد جست، لکن اين نظريه در قانون و رويّه قضايي ايران پذيرفته نشده است.(12)

در مقابل کنوانسيون يکنواخت ژنو، دو منبع مهم حقوق اسناد تجاري در «کامن‏لا» (قانون بروات انگليس و قانون تجارت آمريکا) از ارائه تعريف خودداري کرده و مستقيما به بيان احکام و فروع مسئله پرداختند. بعلاوه کنوانسيون برات و سفته بين‏المللي مصوّب 1988 سازمان ملل متحد نيز تحت تأثير «کامن‏لا» فاقد تعريفي از اصل مي‏باشد.(13)

ب) تعاريف حقوق‏دانان

حقوق‏دانان براي جبران سکوت قانون‏گذاران و يا رفع نقايص تعاريف قانوني از اين اصل کوششهايي کرده‏اند که اشاره به آنها براي تحقق هدف اين گفتار، خالي از فايده نيست.

در برخي از تعاريف، قلمرو محدودي از اصل، مورد نظر قرار گرفته و کاربرد آن تنها به مواردي منحصر شده است که ميان انتقال‏دهندگان متوالي سند تجاري، معاملاتي وجود داشته است و تصرفات غير متّکي بر معامله نظير يافتن سند، سرقت و... خارج از شمول اصل دانسته شده است، از جمله:

... اسناد تجاري به خودي خود معرّف طلب صاحب آن مي‏باشد و روابط حقوقي که ممکن است بين امضاکنندگان و ظهرنويسان موجود باشد و ادّعاهايي که هر يک از آنها بر ديگري درباره معامله‏اي که به صدور سند تجاري منجر شده است، در حقوق صاحب سند تجاري تأثيري ندارد... .(14)

و يا:

متعهّد برات، سفته و يا چک به موجب امضاي اين اسناد در مقابل دارنده سند متعهّد مي‏شود و در مقابل او نمي‏تواند به روابط شخصي خود با انتقال‏دهنده سند استناد کند؛ به عبارت ديگر، متعهّد برات در مقابل دارنده آن نمي‏تواند به ايراداتي متوسل شود که مي‏توانست آنها را در مقابل انتقال‏دهنده ـ به لحاظ معامله‏اي که به سبب آن، سند براتي صادر شده و به جريان افتاده است، مطرح کندـ زيرا تعهّد براتي از تعهّد حاصل از معامله اصلي جدا و مستقل است.(15)

حقوق‏دانان فرانسوي نيز به تکرار مادّه 17 کنوانسيون ژنو و يا ارائه تعاريفي مشابه پرداخته‏اند، از جمله:

اصل عدم قابليّت استناد به ايرادات به دارنده قانوني برات اجازه مي‏دهد تا از ايراداتي که خوانده دعواي برات مي‏توانست به استناد آنها از پرداخت معاف گردد، مصون باشد.(16)

همچنان که اشاره شد، قانون تجارت ايران اشاره‏اي صريح به اصل عدم توجه ايرادات ندارد، اما تأسيس قواعد حاکم بر مسئوليت تضامني، ظهرنويسي، قبولي برات و آثار آن، بدون قبول تلويحي اصل عدم قابليت استناد به ايرادات امکان‏پذير نبوده است و در نتيجه، مي‏توان گفت مفهوم اصل عبارت است از حقوقي که دارنده سند تجاري با اعتماد متعارف به ظاهر سند براي خويش تصوّر کرده است و قانون‏گذار آن را به رسميّت شناخته و مورد حمايت اوست.

2. مبناي اصل

اصل عدم قابليت استناد به ايرادات در چارچوب آثار قانوني ناشي از عمل حقوقي (اعم از عقد يا ايقاع) و همچنين در چارچوب اسباب سنّتي ضمان قهري (به‏ويژه تقصير) توجيه‏پذير نيست؛ بنابراين، مبناي اصل آن است که در تقابل منافع مالک حقيقي و اعتمادکننده به ظاهر، حمايت از شخص اخير به رعايت مصالح اقتصادي جامعه نزديک‏تر است (نظريّه ظاهر).(17)

تأسيس حقوقي اسناد تجاري و مقررات خاص و جديد آن، منطبق با نيازهاي تجارت پيچيده امروز و کاربردهاي مورد نظر آن در معاملات بوده است وقانون‏گذار نيز با حمايتهاي لازم از دارنده با حسن نيّت سند، موجب استحکام سند و اطمينان خاطر دارنده آن شده است. ايجاد اصل استقلال امضاها، اصل مسئوليت تضامني امضاکنندگان، اصل غير قابل استناد بودن ايرادات، توجّه خاص به فرم و شرايط صوري سند و نيز اعطاي امتيازاتي علي‏حده در مورد اين اسناد از سوي قانون‏گذار، تماما براي حمايت از حقوق ذي‏نفع با حسن نيّت سند صورت گرفته است. قانون مدني به رغم جامعيتي که دارد، چنين مقرراتي را به نحو خاص پيش‏بيني نکرده است، البته چنين انتظاري هم از قانون مدني که گوياي تمامي مقررات و احکام مربوط به پديده‏هاي جديد حقوقي در زمينه‏هاي مختلف، مخصوصا زماني که کاربرد و جنبه بين‏المللي آنها مطرح باشد، منطقي و موّجه به نظر نمي‏رسد.(18)

3. قلمرو اصل

قلمرو اصل از چهار نظر محدود است:

اولاً، اسنادِ مشمول اصل معمولاً اسنادي است که ضرورت جانشيني آنها به جاي پول، اجراي اصل را نسبت به آنها اجتناب‏ناپذير مي‏سازد. چک، سفته و برات مصاديق بارز اين‏گونه اسناد مي‏باشد.

ثانيا، ظاهر ناشي از امضا مبتني بر اراده معتبر در چارچوب اصل قرار مي‏گيرد؛ بنابراين، امضاي صغير يا امضاي جعل‏شده و نظاير آن هر چند ظاهر قابل اعتمادي را فراهم مي‏آورد، امّا به سود دارنده سند و به زيان صاحبان امضا قابل استناد نيست.

ثالثا، دارنده سند نيز بايد دارنده با حسن نيّت تلقي گردد. ملاک اصلي در تشخيص حسن نيّت آن است که به هنگام تحصيل سند تجاري، سوء استفاده از امتيازات ناشي از عدم قابليت استناد به ايرادات، تحقق نيافته باشد.

رابعا، دارنده سند در تحصيل آن مرتکب تقصير سنگين نشده باشد؛ مثلاً نمي‏دانسته سند دزدي است، امّا سند ده ميليوني را به يک ميليون خريده است.(19)

لازم به ذکر است که حقوق خصوصي ايران به طور کلي متّکي بر ايده حمايت از مالک بوده و حسن نيّت و اعتماد به ظاهر، اصولاً اثري در تملّک ندارد و اصل عدم قابليت استناد به ايرادات در محدوده اسناد تجاري در ايران فاقد دليل قانوني بوده و رويّه قضايي نيز نسبت به آن متزلزل است؛ بدين‏ترتيب، «دکترين» تنها دليل اثبات اصل در حقوق ايران است و براي تعيين قلمرو اصل در حقوق ايران، کنوانسيون 1930 ژنو مناسب‏ترين قاعده براي جبران سکوت مقنّن است.

براي درک بهتر موضع رويّه قضايي درباره مفهوم اصل استقلال امضاها و اصل غير قابل استناد بودن ايرادات، آراي ذيل قابل توجه است:

1. مستفاد از مواد 310، 312 و 314 ق.ت.ا. اين است که صادرکننده چک، وجوهي را که نزد ديگري دارد، مي‏تواند به موجب آن شخصا مسترد دارد يا به ديگري واگذار کند، در هر صورت، صادرکننده آن واگذارکننده وجه چک شناخته شده و مسئول تأديه وجه در صورت استنکاف محال‏عليه از پرداخت آن مي‏باشد. از مجموع مواد استفاده مي‏شود که چک در وجه حامل مثبت انتقال وجه آن است که صادرکننده، مديون دارنده آن و ضامن پرداخت وجه چک مي‏باشد، در اين صورت، عنوان استحقاق صادرکننده چک به استرداد وجه آن از دارنده چک برخلاف مستفاد از مواد مزبور خواهد بود.(20)

2. با ملاحظه مادّه 230 ق.ت.ا. و ساير مواد قانوني مربوط به برات و سفته طلب عدم اشتغال ذمه دهنده سفته تأثيري در سقوط تعهّد مشاراليه که به موجب سفته کرد، ندارد.(21)

3. به موجب مواد 249 و 309 ق.ت.ا. کسي که سفته داده است، در مقابل دارنده سفته مسئول است و اعتراض او (با عنوان وجه سفته به ظهرنويس) وارد نخواهد بود.(22)

شرايط تحقق اصل و استثنائات آن

1. شرايط تحقق اصل عدم قابليت استناد به ايرادات در اسناد تجاري

مادّه 17 قانون متحدالشکل ژنو به بيان اصل و شرايط تحقق آن پرداخته و مقررّ داشته است که:

صاحبان امضاي مورد تعقيب نمي‏توانند عليه دارنده برات به روابط شخصي خود با براتکش يا دارندگان قبلي برات استناد کنند؛ مگر آنکه دارنده با سوء نيّت به زيان مديون، سند را تحصيل کرده باشد.

همچنان که منطوق ماده بيان مي‏کند اين اصل، هر دارنده‏اي را تحت حمايت قرار نمي‏دهد. هر کس که سندي تجاري در اختيار داشت و دارنده آن بود، اصل غير قابل استناد بودن ايرادات به طور مطلق از او حمايت نمي‏کند و بايد شرايطي را دارا باشد که ذيلاً به آن اشاره مي‏شود. لازم به ذکر است که هنگام تدوين مادّه مذکور دو تئوري مطرح بود:

الف) «تئوري فرانسوي حسن نيّت و سوء نيّت» که ملاک آن «اطلاع» است؛ يعني دارنده با حسن نيّت دارنده‏اي است که از ايراد اطلاع نداشته باشد (هر ايرادي که امضاکننده به آن استناد مي‏کند)؛ عکس آن اين است که دارنده از ايراد اطلاع داشته و امضاکننده ثابت مي‏کند که دارنده سند مورد حمايت قانون نيست.

ب) «تئوري انگليسي حسن نيّت و سوء نيّت» که صرف اطلاع را کافي نمي‏داند، بلکه بايد توأم با عمل باشد.

بنابراين، قانون يا فرمول فوق ترکيبي از هر دو تئوري است و با تنظيم اين فرمول کوشيده‏اند هر دو تئوري را وارد و مورد عمل قرار دهند؛ زيرا مي‏گويد مگر آنکه دارنده مذکور عالما (تئوري فرانسوي) به زيان مديون عمل کرده باشد (تئوري انگليسي).(23)

در حقوق ايران نظير اين ماده وجود ندارد، اما آنچه به کار مي‏رود، حسن نيّت و عدم آن است. البته در مقررات راجع به اسناد تجاري، موادي (مواد 230، 231 و 149 ق.ت.) هست که به دارنده سند حق مي‏دهد به امضاکنندگان سند مراجعه کند. وقتي قانون‏گذار صراحتا عده‏اي را مسئول تضامني مي‏شناسد، دلالت مي‏کند که خلافش قابل اثبات نيست و در تبصره 3 مادّه 14 قانون چک، اصل غير قابل استناد بودن ايرادات در مورد چکهاي مسافرتي و تضميني پذيرفته شده است.

بنابراين، مطابق مادّه 17 قانون متحدالشکل ژنو، اصل بر عدم استناد امضاکننده سند (مدّعي‏عليه) به روابط خصوصي‏اش با امضاکنندگان قبلي و يا براتکش در مقابل دارنده بدون سوء نيّت است؛ براي مثال، براتگري که برات را قبولي نوشته و يا دارنده قبلي سند که با ظهرنويسي آن را به ديگري انتقال داده است، نمي‏تواند به ايراداتي که ممکن است در رابطه حقوقي او با براتکش يا ظهرنويسان قبلي وجود داشته، عليه دارنده موصوف استناد کند.

پس اگر براتگير ادّعا کند که چون معامله مربوط به برات، فسخ شده و دين او به براتکش از بين رفته است و يا اگر ظهرنويسي در مقابل دارنده سند به بطلان معامله‏اي که با ظهرنويس قبل از خود داشته، استفاده کند، موجب سلب مسئوليت و برائت ذمّه وي از تعهّد برواتي نخواهد شد. اين اصل، مطابق مادّه 17 يادشده، در يک مورد استثنا مي‏پذيرد؛ يعني زماني که دارنده با سوء نيّت، سند را به زيان مديون تحصيل کرده باشد. دارنده با سوء نيّت کسي است که عالما به ضرر بدهکار عمل کرده است و برات را تحصيل کرده باشد.(24)

به بيان ديگر، سوء نيّت دارنده از استثنائات اصل مزبور است و دارنده با سوء نيّت از ايرادات ظهرنويسان يا صادرکنندگان مصون نيست،(25) البته داشتن سوء نيّت در زمان قبض (گرفتن) سند ملاک است.(26)

دارنده با سوء نيّت در قانون ايران تعريف نشده است. رويّه قضايي نيز موضع روشني در اين‏باره اتّخاذ نکرده است، ولي به نظر مي‏رسد در حقوق ايران، صرف آگاهي دارنده از چگونگي رابطه مسئولان سند کفايت مي‏کند. در حقوق فرانسه به موجب مادّه 121 ق.ت.ا. دارنده با سوء نيّت، دارنده‏اي است که:

اولاً، از چگونگي رابطه شخصي ميان متعهّد يا متعهّدان سند آگاهي داشته.

ثانيا، عالما به ضرر متعهّد سند اقدام کرده باشد.

دکتر جعفري لنگرودي دارنده با سوء نيّت را به صورت زير تبيين مي‏کند:

سوء نيّت موقعي محقق مي‏شود که حامل در حين به دست آوردن برات اقدام به زيان محال‏عليه کرده باشد؛ يعني بداند که در صورت الزام محال‏عليه به قبول برات او را ملزم به ايفاي ناروا خواهد کرد.(27)

آراي ذيل در تأييد اين تفسير است:

الف) ... چک جزء اسناد تجاري محسوب و پس از صدور از منشأ خود منفک مي‏شود، مخصوصا انتقال آن به اشخاص ثالث داراي حسن نيّت باشند موجب غيرقابل استناد بودن ايرادات نسبت به شخص ثالث مي‏شود و در مانحن‏فيه استناد به ايراد اماني بودن چک، حتي اگر نسبت به گيرنده اوّلي قانوني باشد، نسبت به شخص ثالث غيرقانوني است؛ زيرا شخص ثالث اصولاً با حسن نيّت چک را به انتقال گرفته و خواهان اين پرونده نيز هيچ دليلي که خالي از سوء نيّت خوانده در انتقال گرفتن چک باشد، ارائه نداده است.(28)

ب) ... به موجب مادّه 2 قانون صدور چک بلامحل، صادرکننده چک بايد در تاريخ صدور، معادل مبلغ چک در بانک محال‏عليه داشته باشد و تخلّف از آن به موجب مادّه 6 قانون مذکور، جرم است و لازم نيست چک در مقابل بدهي صادر و تسليم شده باشد؛ زيرا چک از جمله اسناد تجاري است که در بازار بين اشخاص ردّ و بدل مي‏شود بدون اينکه دارندگان آن... از انگيزه صدور آن اطلاع داشته باشند و به همين علّت است که قانون‏گذار، صرف صدور چک بلامحل را جرم شناخته و... .(29)

مؤيد ديگر تحقق اصل غيرقابل استناد بودن ايرادات اين است که دارنده سند در تحصيل آن، مرتکب تقصير سنگين (عمده) نشده باشد؛(30) مثلاً شخص نمي‏دانسته که سند دزدي است، اما سند ده ميليوني را به يک ميليون خريده است.

2. استثنائات اصل عدم قابليت استناد به ايرادات در مقابل سند تجاري

بر اصل مزبور، همچون بسياري ديگر از اصول حاکم بر اسناد تجاري، استثنائاتي وارد است. قانون متحدالشکل ژنو،(31) اصل غير قابل استناد بودن ايرادات را با استثنائاتي روبه‏رو مي‏داند.

الف) شرايط شکلي سند (نقض شکلي)

اگر سند شرايط تعيين‏شده از سوي قانون را دارا نباشد، هر کسي مي‏تواند ايراد بگيرد و بگويد اين نوشته برات نيست؛ بنابراين، اسناد تجاري بايد واجد شرايط شکلي و صوري مقرّر در قانون تجارت باشد.

شرايطي که به شکل و ظاهر سند مربوط مي‏شود و عدم رعايت اين شرايط، سند را از تجاري بودن و امتيازات خاص آن، از جمله مسئوليت تضامني امضاکنندگان، اصل استقلال امضاها و عدم توجه به ايرادات خارج مي‏سازد؛ مثلاً چنانچه در برات نام محال‏عليه (براتگير) ذکر نشده باشد، با توجه به مواد 223 و 226 ق.ت.ا.(32)، مقررات مربوط به بروات تجاري در مورد آن جاري نخواهد شد؛ در اين صورت، هر امضاکننده‏اي مي‏تواند در مقابل دارنده با حسن نيّت يا حتي بدون حسن نيّت ايراد کند يا اگر در انتقال سند، مقررات ظهرنويسي رعايت نگردد، مسئوليتي متوجه ظهرنويس نخواهد بود؛ زيرا استفاده از تضمينات قانوني و امتيازات مربوط از سوي ذي‏نفع، موکول به تنظيم و انتقال صحيح اين اسناد است، همچنان که اگر دارنده، تکاليف مربوط به مرحله اجراي سند؛ مانند واخواست و اقامه دعوا در مهلتهاي مقرر قانوني را انجام ندهد، حق مراجعه به ظهرنويسان و ضامنان آنها را از دست مي‏دهد و امضاکنندگان مذکور مي‏توانند در مقابل دارنده، ايراد عدم مسئوليت کنند.

ب) جعل

امضاکننده سند تجاري مي‏تواند ادّعا کند که امضاي منتسب به او جعل شده و او اين سند را امضا نکرده است.

ج) حجر و عدم اهليت امضاکننده سند تجاري

اگر ثابت شود که امضاکننده در زمان امضا، محجور (مجنون، سفيه، صغير و ورشکسته) بوده است، آن امضاکننده از دور خارج مي‏شود و ايراد قابل استناد است.

اگرچه ايراد عدم اهليت و فقدان ساير شرايط اساسي صحّت معامله پايه(مبنايي) در اسناد تجاري قابل استناد نيست، امّا اگر امضاکننده سند تجاري در حين صدور يا ظهرنويسي سند تجاري محجور بوده و يا در حين صدور ظهرنويسي سند مزبور، فاقد قصد بوده و يا سند مزبور براي پرداخت ثمن معامله نامشروعي صادر يا ظهرنويسي شده (جهت نامشروع) حتي در مقابل دارنده با حسن نيّت نيز قابل استناد است؛ چرا که در چنين مواردي اصولاً ايراد راجع به خودِ تعهّد براتي است و نه تعهّد پايه و حتي مي‏توان گفت در بسياري از اين موارد مانند عدم اهليت، جعل، عدم قصد، سند به صادرکننده قابل استناد نيست و در موردي که براي تعهّد براتي نامشروع است، اجراي آن بر خلاف نظم عمومي است.

در قانون تجارت (از جمله مواد 230، 231 و 249) که مسئوليت(با عناوين مختلف) به عهده امضاکنندگان سند تجاري قرار گرفته است، مربوط به مواردي است که امضاهاي معتبر و موجد تعهّد باشد، بنابراين اگر امضاکننده واجد اهليت قانوني براي صدور، ظهرنويسي، قبولي و ضمانت نباشد، مي‏تواند در مقابل دارنده، ايراد عدم مسئوليت کرده و به بطلان تعهّد خود استناد کند يا اگر فاقد قصد و رضا بوده است (مثلاً به اجبار سفته‏اي را صادر، ظهرنويسي يا ضمانت کرده است) و يا علّت انجام دادن معامله، مشروع و قانوني نبوده است (مثلاً در مقام پرداخت دين مربوط به قمار يا معامله‏اي ممنوع، اقدام به صدور و معامله سند کرده است)، مي‏تواند در مقابل دارنده، طرح ايراد کند.

البته همان‏گونه که گفته شد، اگر سند، مورد معامله قرار گرفته و واجد امضاهاي متعدّد باشد، براساس اصل استقلال امضاها و حفظ حقوق اشخاص ثالث، امضاهاي معتبر ايجاد مسئوليت مي‏کند.(33) و صاحبان آن در مقابل دارنده بدون سوء نيّت، مسئول پرداخت بوده و نمي‏توانند به بطلان سند و يا امضاي غير معتبر استناد کنند. بديهي است اشخاصي که امضاي آنها جعل شده باشد، مي‏توانند در مقابل دارنده، ايراد کنند.(34)

در مورد تزوير و الحاق خلاف واقع در متن سند نيز هر امضاکننده در حدود آنچه رضايت داده است، مسئوليت خواهد داشت؛ بنابراين، تغييراتي که بعدا در سند ايجاد مي‏شود، به امضاکننده قبلي ارتباط پيدا نمي‏کند، همچنين هرگاه صادرکننده يک شرط اختياري در برات گذاشته باشد که در اين صورت، مسئوليت او در حدود همان شرط خواهد بود(35) و مي‏تواند نسبت به ادّعاهاي ديگر ايراد کند.(36)

د) تهاتر دين ناشي از سند

چهارمين ايراد، ايراد به تهاتر دين ناشي از سند است. عقل سليم حکم مي‏کند که در روابط شخصي ميان بدهکار برات و دارنده آن، اصل عدم توجه ايرادات کنار گذاشته شود. امنيتي که حقوق برواتي براي برات برقرار کرده است، با قبول اين فکر به خطر نمي‏افتد؛ بنابراين، براتگير به رغم قبول برات مي‏تواند در مقابل دارنده و در صورت وجود شرايط قانوني به تهاتر دين ناشي از برات و طلب خود از دارنده متوسل شود و از پرداخت خودداري کند.

اصولاً بايد ايرادات مربوط به تبديل تعهّد و ساير اسباب سقوط تعهّد مذکور در قانون مدني نيز که از سوي متعهّد مطرح مي‏گردد، قابل استماع بوده و پذيرفته شود. همچنين است حالتي که برات بدون محل، از سوي براتگير قبول شده و صادرکننده پس از پرداخت وجه آن به دارنده، مجددا دارنده برات مي‏شود، در اين صورت، عدم وجود محل نزد براتگير مي‏تواند ردّ مقابل صادرکننده مطرح شود و نمي‏توان به صرف قبولي برات از سوي براتگير، صادرکننده را محق به مطالبه طلب ناشي از برات کرد.(37) البته اگر غير از صادرکننده، شخص ديگري دارنده سند باشد، ايراد براتگير در مقابل دارنده، به شرط داشتن حسن نيّت وي به اعتبار اصل استقلال امضاها و عدم قبول ايراد امضاکننده به روابط شخصي خود با براتکش پذيرفته نيست و بايد مبلغ را بپردازد.

 

ه ) سوء نيّت دارنده سند تجاري

اصل عدم توجه به ايرادات و ساير حمايتهاي قانوني، زماني اعمال مي‏شود که دارنده سند داراي حسن نيّت باشد. دارنده‏اي داراي حسن نيّت است که حين انتقال سند، به او از چگونگي روابط شخصي ميان متعهّدين آن که به اعتبار سند و مالکيت آن لطمه وارد مي‏سازد، آگاهي نداشته باشد. بنابراين، در صورت آگاهي از عدم وجود رابطه حقوقي واقعي ميان امضاکنندگان؛ مانند موردي که امضاي شخصي به عنوان صادرکننده برات جعل شده و براتگير نيز اعلام قبولي کرده باشد، دارنده نمي‏تواند از براتگير مطالبه وجه کند؛ زيرا احراز سوء نيّت وي مبني بر «دارا شدن غير عادلانه»(38) و به زيان براتگير، قوي به نظر مي‏رسد و براتگير مي‏تواند عليه او طرح ايراد کند.

همچنين است در مواردي که رابطه حقوقي به موجب سند تجاري ميان امضاکنندگان به وجود آمده است و ايراد متعهّد هم به دليل اصل استقلال و اعتبار امضاها در مقابل دارنده با حسن نيّت پذيرفته نيست، اما در مقابل دارنده بدون حسن نيّت (با سوء نيّت) و آگاه از رابطه حقوقي ميان امضاکنندگان، ايراد پذيرفته مي‏شود؛ مانند موردي که دارنده از عدم انجام تعهّد ظهرنويس به متعهّد سفته (که تعهّد مذکور، علّت صدور سند بوده است) آگاه بوده و سند را به زيان صادرکننده آن تحصيل کرده است.

--------------------------------------------------------------------------------

1. ناصر کاتوزيان، حقوق مدني (ايقاع)، چاپ اول، تهران، يلدا، 1370، ص109، ش56؛ همو، حقوق مدني (قواعد عمومي قرار دادها)، 1369، ج2، ص318، ش485؛ غلامعلي شاهين، اصل غير قابل استناد بودن ايرادات در اسناد تجاري، پايان‏نامه دوره کارشناسي ارشد حقوق خصوصي دانشگاه شهيد بهشتي، 1370، ص27؛ حسن ستوده تهراني، حقوق تجارت، چاپ دوم، تهران، نشر دادگستر، 1375، ج3، ص65؛ کورش کاوياني، اصل عدم قابليت استناد به ايرادات در اسناد تجاري، پايان‏نامه دوره دکتري دانشگاه تهران، 1377، ص1.

2. Nemo dat quod non habet; G. Ripert, op.cit., No.2040, p.154; Lord Chorley and O.C. Giles - Slaters - Mereantile Law 15th ed., p.257.

3. بهروز اخلاقي، حقوق تجارت، جزوه درسي دوره کارشناسي ارشد دانشگاه تهران، 1368، ص55 به بعد؛ ريپرو روبلو، دوره مقدماتي حقوق تجارت، 1990، ج2، ص111 به بعد.

4. ناصر کاتوزيان، حقوق مدني (ايقاع)، ص107، ش56؛ غلامعلي شاهين، اصل غير قابل استناد بودن ايرادات در اسناد تجاري، پايان‏نامه دوره کارشناسي ارشد حقوق خصوصي دانشگاه شهيد بهشتي، ص2؛ ابوالحسن صادقيان، مطالعه تطبيقي راجع به برات و محل آن، چاپ حيدري، 1340، ص23.

5. ناصر کاتوزيان، حقوق مدني (ايقاع)، ص107، ش56؛ غلامعلي شاهين، اصل غير قابل استناد بودن ايرادات در اسناد تجاري، پايان‏نامه دوره کارشناسي ارشد حقوق خصوصي دانشگاه شهيد بهشتي، ص2؛ ميشل ژانتين، حقوق تجارت، 1995، ص183، ش306؛ ريپرو روبلو، دوره مقدماتي حقوق تجارت، ج2، ص174، ش2042.

6. به نظر مي‏رسد يک حقوق‏دان فرانسوي به نام ûJousse‎ براي اوّلين بار، قاعده غير قابل استناد بودن ايرادات را مطرح ساخت. رويّه قضايي از قرن هيجدهم، تئوري (قاعده) او را در زمينه غير قابل استناد بودن ايرادات پذيرفته است. اين قاعده، در مادّه 17 قانون يکنواخت (متحدالشکل) ژنو مندرج شده و عينا مادّه 121 قانون جديد فرانسه رونوشت آن است (اميرحسين فخاري، اسناد تجارت، جزوه درسي دانشکده حقوق دانشگاه شهيد بهشتي، 69 ـ 1368، ص64).

7. ربيعا اسکيني، حقوق تجارت، تهران، انتشارات سمت، 1373، ص16.

8. Persons suee on a bill of exchange cannot set up against the holder defencesfounded on their pesonal relations with the drawer or wrth previous holders, unless the holder, in acquiring the bill has knowingly acted to the detriment of the debtor.

9. Persons used on a cheque cannot set up against the holder defences founded onthir personal relations whit the drawer or with the previous holders, unless the holder in acquring the cheque has knowingly acted to the detriment of the debtor.

10. کمال اله‏آبادي، «اصل استقلال امضاها و عدم توجه به ايرادات در اسناد تجاري»، فصلنامه ديدگاههاي حقوقي، شماره 10ـ11، ص10، 11 و 24.

11. همان.

12. محمد دمرچيلي، علي حاتمي و محسن قرائي، قانون تجارت در نظم حقوقي کنوني، ص461.

13. مقايسه ساده متن کنوانسيون برات و سفته بين‏المللي مصوّب 1988 سازمان ملل متحد با مقررات راجع به اسناد تجاري در انگلستان و آمريکا، آشکارا گوياي تفوق «کامن‏لا» در تصويب کنوانسيون مذکور است. ر.ک: ربيعا اسکيني، حقوق تجارت، ص17.

14. بهروز اخلاقي، حقوق تجارت، جزوه درسي دوره کارشناسي ارشد دانشگاه تهران، 1368، ص28.

15. ربيعا اسکيني، حقوق تجارت، ص6.

16. leprincipe de l\'inopposabilitedes exeptions permet all porteur legitime d\'une letterde change d\'etre protege contere contre les moyens de defense que pourrail faire valoir.

17. کورش کاوياني، اصل عدم استناد به ايرادات در اسناد تجاري، پايان‏نامه دوره دکتري دانشگاه تهران، 1377، ص33.

18. کمال اله‏آبادي، ديدگاههاي حقوقي، شماره 10 و 11، ص18.

19. اميرحسين فخاري، جزوه درسي دوره کارشناسي ارشد دانشگاه علوم اسلامي رضوي، مشهد، 1381.

20. احمد متين، مجموعه قوانين و مقررات آيين دادرسي مدني (مجموعه متين)، رأي شماره 7160ـ16/4/46، شعبه چهارم ديوان عالي کشور، ص147.

21. همان، رأي شماره 210ـ4/5/16، شعبه چهارم ديوان عالي کشور، ص152.

22. همان، رأي شماره 201ـ4/2/27، شعبه سوم ديوان عالي کشور، ص144.

23. اميرحسين فخاري، اسناد تجارت، جزوه درسي دانشکده حقوق دانشگاه شهيد بهشتي، ص64.

24. در مقابل، دارنده با حسن نيّت دارنده‏اي است که برات را تکميل شده و صحيح در شرايط زير دريافت کرده باشد: سررسيد برات نبايد گذشته باشد و اگر نکول شده باشد، دارنده نبايد از آن باخبر بوده باشد؛ دارنده، برات را با حسن نيّت دريافت کرده باشد و در مقابلِ عوض و در زماني که برات به او منتقل شده از ايراد در مالکيت‏دهنده بي‏خبر بوده است. ر.ک: ربيعا اسکيني، حقوق تجارت تطبيقي، تهران، انتشارات مجمع علمي فرهنگي مجد، 1373، ص99.

25. جعفر جعفري لنگرودي، دائرة المعارف حقوق مدني و تجارت، تهران، بنياد استاد، 1357، ج1، ص441.

26. همان.

27. همان.

28. عباس اجتهادي و ديگران، گزيده آراي دادگاههاي حقوقي (مجموعه چهارم)، گردآورنده: محمدرضا کاميار (کارکن)، حکم شماره 632 ـ 19/9/73، شعبه 65 دادگاه حقوقي 2 تهران، چاپ دوم، نشر حقوق‏دان، 1376، ص52.

29. يداللّه‏ بازگير، علل نقض آراي کيفري، رأي راجع به پرونده کلاسه 236ـ1/1/71، شعبه 16 ديوان عالي کشور، چاپ اول، نشر حقوق‏دان، 1375، ص197.

30. اميرحسين فخاري، اسناد تجارت، جزوه درسي دانشکده حقوق دانشگاه شهيد بهشتي، ص64.

31. مادّه 7 قانون متحدالشکل ژنو: اگر برات داراي امضاي اشخاص فاقد اهليت براي قبول تعهّد ناشي از برات باشد يا امضاهاي مجعول يا منتسب به اشخاص خيالي باشد يا متضمن امضاهايي باشد که به هر دليلي ديگر نتوان صاحبان آن امضاها يا کساني را که از طرف آنها امضا کرده‏اند، متعهّد شناخت، تعهّدات ساير امضاکنندگان به قوّت خود باقي است.

32. مادّه 223 ق.ت. : برات علاوه بر امضا يا مهر برات‏دهنده بايد داراي شرايط ذيل باشد:

1. قيد کلمه «برات» در روي ورقه؛

2. تاريخ تحرير (روز، ماه و سال)؛

3. اسم شخص که بايد برات را تأديه کند؛

4. تعيين مبلغ برات؛

5 . تاريخ تأديه وجه برات؛

6 . مکان تأديه درجه برات؛

7. اسم شخص که برات در وجه يا حواله‏کرد او پرداخت مي‏شود؛

8 . تصريح به اينکه نسخه اول يا دوم يا سوم يا چهارم يا... الخ است.

مادّه 226 ق.ت.ا: در صورتي که برات متضمن يکي از شرايط اسامي مقرر در مقررات 2، 3، 4، 5، 6، 7 و 8 و مادّه 223 نباشد، مشمول مقررات راجع به بروات تجاري به بروات تجاري نخواهد شد.

33. بهروز اخلاقي، حقوق تجارت (3) (اسناد تجاري به معناي خاص: برات، سفته و چک)، جزوه درسي دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران، ص99ـ101؛ محمد صقري، حقوق تجارت (3) (اسناد تجاري)، جزوه درسي دانشکده علوم قضايي و خدمات اداري ـ دادگستري، 1374، ص32 و 33.

34. حسن ستوده تهراني، حقوق تجارت، تهران، نشر دادگستر، 1374، ج3، ص66.

35. ربيعا اسکيني، حقوق تجارت تطبيقي، تهران، انتشارات مجمع علمي فرهنگي مجد، 1373، ص39.

36. همو، حقوق تجارت، تهران، انتشارات سمت، 1373، ص105.

37. همان، ص105.

38. Unjust enrichment.