طبق قاعده، به غير از مواردى كه منع قانونى موجود باشد، شخص مى‏تواند در امورى كه خود نسبت به آن ولايت دارد، به ديگرى وكالت يا اذن دهد. در زمينه ازدواج، قانون مدنى به اين امر تصريح كرده است. طبق ماده 1071 ق.م. :
«هر يك از مرد و زن مى‏تواند براى عقد نكاح وكالت به غير دهد ».


كه به وحدت ملاك بين وكالت و اذن، هر يك از مرد و زن مى‏تواند براى عقد نكاح به شخص ثالث اذن دهد.
حال بايد ديد كسى كه از طرف زنى در عقد نكاح وكيل يا مأذون است، مى‏تواند زن را به عقد خود درآورد يا خير.
قانون مدنى، به شخص وكيل اجازه نمى‏دهد كه موكّله را براى خود تزويج كند؛ مگر آن‏كه موكله به او اذن صريح داده باشد.

طبق ماده 1072 قانون مدنى:
«در صورتى كه وكالت به طور اطلاق داده شود، وكيل نمى‏تواند موكله را براى خود تزويج كند، مگر اين‏كه اين اذن صريحاً به اوداده شده باشد».(60)


وكالت يا اذن در نكاح، صورت‏هاى زير را بر مى‏تابد:
الف - مقيد: مانند آن‏كه زن به ديگرى وكالت يا اذن دهد كه او را به نكاح شخص معينى درآورد. در اين فرض موكل يا مأذون نمى‏تواند زن را به نكاح خويش درآورد. زيرا از حدود وكالت يا اذن خارج گرديده، نكاح فضولى خواهد بود.

از اين رو، ماده 1073 ق.م. مقرر مى‏دارد:
«اگر وكيل از آن‏چه كه موكل راجع به شخص يا مهر يا خصوصيات ديگر معين كرده، تخلف كند صحت عقد متوقف بر تنفيذ موكل خواهد بود».

ب - مطلق: چنان كه زن به ديگرى اذن يا وكالت دهد كه او را به نكاح مردى درآورد؛ به اين معنا كه زن به نكاح با مرد معينى اذن يا وكالت مى‏دهد و نه به نكاح با تمامى مردان على البدل، و از آن‏جا كه مستفاد از اطلاق اذن يا وكالت، تزويج به غير مى باشد و متبادر آن است كه وكيل غير از زوجين است، مرد نمى‏تواند زن را به نكاح خويش درآورد.

ج - عام: در اين فرض، زن به ديگرى اذن يا وكالت مى‏دهد كه او را به عقد ازدواج هر مردى كه بخواهد درآورد؛ يعنى، او در اذن يا وكالت خويش از الفاظى كه دلالت بر عموم دارد مثل هر استفاده مى‏كند. طبق نظر مشهور فقهاى اماميه، در فرض اخير، وكيل يا مأذون مى‏تواند زن را به عقد خود درآورد. زيرا موضوع وكالت امر عامى است كه مى‏تواند هر فردى از جمله خود وكيل را شامل شود. در حالى كه در صورت اطلاق اذن يا وكالت، موضوع وكالت يا اذن تعميم ندارد و ازشخص وكيل كه مخاطب موكل است منصرف مى‏باشد.(61)


با توجه به صدر ماده 172: «در صورتى كه وكالت به طور اطلاق داده شود...» به نظر مى‏رسد كه، ماده مزبور ناظر به موردى كه وكالت به طور عام داده شود، نمى‏باشد. پس در نگاه قانون مدنى، در اين فرض با توجه به قول مشهور فقها، اذن صريح لازم نيست با اين حال استنباط حكم اين فرض از قانون مدنى دشوار است.
قانون مدنى، تنها در يك صورت به وكيل اجازه مى‏دهد كه زن را به ازدواج خود درآورد و آن موردى است كه زن به صراحت به موكل اذن دهد كه مى‏تواند او را به نكاح خويش درآورد؛ مثل اين‏كه بگويد: تو وكيلى كه مرا به عقد هر مردى كه بخواهى حتى خودت درآورى.